زندگی در جهان های موازی

 

یکم: بچه که بودیم، نیمروزهای تابستان برای اینکه با شوخی ها و بازیهایمان داد بزرگترها را درنیاوریم، مادر برایمان قصه می گفت همچنین شب های پاییز که درازای آن را می بایستی تدبیری می کردند، گوش به قصه های رادیو آذرابادگان می دادیم و با این قصه ها ما با جهانی آشنا می شدیم که شخصیت های آن هر چه می خواستند انجام می دادند و از چیزی و کسی باکی نداشتند و آخر سر هم همه چیز به خیر و خوشی تمام می شد. این جهان همیشه برای ما شیرین اما دست نیافتنی بود.

دوم: قدری که بزرگ تر شدیم فهمیدیم که تازه اول ماجراست و فاجعه بزرگتر در راه است و آن دنیای بزرگانه ای است که با بیرحمی تمام انتظارمان را می کشد. این دنیا با دنیایی که سپری اش کرده بودیم بکلی تفاوت داشت. این دنیا مسئولیت پذیر، جدی، غیر قابل گذشت و کینه ورز بود. در حالی که در کودکی مسئولیتی نداشتیم و خطاهایمان با اغماض بزرگترها همراه بود.

سوم: جهان بعدی را زمانی کشف کردم که با فیلم و سینما آشنا شدم. لذتش مشابه همان لذت دنیای قصه های کودکی بود. در این دنیا زندانی ها می توانستند فرار کنند(پاپیون، آنکه گریخت، فرار از زندان)، بی گناهان عاقبت در دادگاه ها تبرئه می شدند (از راه رسیده ای در غبار)، وبی وفایان به عهد خود وفا می کردند(پرستوها به لانه باز می گردند)

چهارم: بزرگتر که شدم با جهان دیگری هم آشنا شدم و آن جهان رسانه بود. اشتباه نشود منظورم رسانه های کفر آمیز شرق و غرب نیست. منظورم همین رسانه معظم و شریف دیداری و شنیداری خودمان است. در این جهان تا سالیان سال خبری از فقر و بی عدالتی و اعتیاد و ایدز و دختران فراری و زنان خیابانی و خط فقر و آدمهای سیاسی و... نبود و هرچه بدی و پلشتی و بی عدالتی و اعتیاد و بدبختی بود مال جهان استکباری بود. ما یک عمر باور کردیم که کشور ما گل و بلبل است، معتاد نداریم، خودفروشی مال غرب است، بهترین اقتصاد هستی مال ماست، اینجا هیچ کس دروغ نمی گوید، نابترین عاطفه ها مال ما شرقی هاست، بیکارها خودشان می خواهند بیکار باشند وگرنه معنی ندارد که بیکار باشند و نهایت آنکه جهان بیرون از جهان ما سراب است و بهشت زیر پای ماست.

پنجم: چندی پیش یکی از تحلیل گران غالبا سیاسی که اخیرا سینمایی هم شده راجع به هالیوود و ساختن جهان موازی parallel world صحبت می کرد. (هرچند بالاخره من نفهمیدم این ساختن جهان موازی بد است یا خوب چون با لحن گلایه آمیز می گفتند که سینمای ما از ساختن چنین فیلم هایی پرهیز می کند و تعدادش در جشنواره اخیر یک مورد بیشتر نیست) این جهان موازی با ساختن فیلم هایی مانند: ماتریکس و تلقین و سریال لاست و ... بوضوح روشن است. شاید منظور ایشان از تحلیل و کشف جهان موازی چنین فیلم هایی کارکرد استکباری و صهیونیستی آنهاست که باز هم روشن نکردند. کاری به تحلیل ایشان ندارم. اما درست که نگاه می کنم می بینم، ما اساسا و از بدو تولد نه در جهانی موازی ، که در جهانهای موازی زندگی کرده ایم. دلیل؟ دلیلش در بند بعدی لطفا:

ششم: تا چندی پیش فکر می کردیم که جهانی که در آن زندگی می کنیم بهشت آسمانی است که بر زمین روییده و... اما بناگاه دیدیم اخلاقی که از آن دم می زدیم بشدت رو به افول است. مقابل دوربین و در میدان کاج آدم می کشند، به حریم خصوصی افراد بصورت گروهی وارد شده و تجاوز به عنف می کنند، قراردادها صوری شده تا مالیات پرداخت نشود. مدرک ها جعلی از آب در می آید، مناقصات صوری اجرا می شود، فیلم ها بشدت متزورانه است و رسانه ها بشدت متظاهرانه، دروغ گفتن از آب خوردن هم راحت تر است و ...

هفتم: نتیجه: ما از انشای خودمان نتیجه می گیریم که همچنان در دنیاهای موازی زندگی می کنیم بدون اینکه آب از آب تکان بخورد و کک کسی بگزد. فقط یک سوال مطرح است و آن اینکه چرا همچنان اصرار داریم ادعا کنیم که فقط در یک دنیا زندگی می کنیم؟ ما که می دانیم جهان های موازی ما را در بر گرفته است؟  

/ 17 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلی

سلام. درست همون دیدگاهی که من هم داشتم.. یادم هست یه زمانی به خودم می گفتم، چقدر خوشبختم که ایرانی هستم! و الان... نمی دونم تو کشورهای دیگه هم موردهایی که تو بند ششم حرف هاتون گفتین به اندازه ی ایران وجود داره یا نه...اما اینو می دونم که از این همه دو رویی خودمون بیزارم... یادم هست یکی از دوستانی که حاضر نشده بود به مامور دارایی رشوه بده با گله از چند برابر شدن مالیاتش برام گفت و این که اعتراف کرد دفعه ی بعد که اون مامور بیاد حتما یه جوری باهاش کنار می آد...

بهار تبریز

سلام . دعوتید به خواندن : حکایت بلدیه‌چی تبریز

شهرام صادق زاده

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما همکار گرامی شما جزو بهترین ژورنالیستهای استانمان هستید! آقای پور ستار! وب سایتتون هم عین مطالبتون با حاله... همواره موفق باشین...

Mehrsa

جای ماه در آسمان پرده می کشند و دریا تنها صدای ناموزون خلوتی شکست خورده است جایی که موج موج راستی را در هاون صخره هایی سرد می شکنند... .

س ح ر

سلام.. خوب هستین آقای دیر و دورها؟

Mehrsa

http://mehrsam.blogfa.com/post-531.aspx

Mehrsa

حرم رضوی هم دلش برای قدم هایم تنگ است چه رسد به...

سلام دوست دارم دیروز و دیروزهای سه دهه قبل برگردن..کاش میشد