انحرافات پنهان

 

یکم : در جامعه شناسی اصطلاحی بنام کارکرد یا وظیفه (founction) وجود دارد که برای هر پدیده ای قابل تصور می باشد . منظور از کارکرد ، وظیفه ای است که هر پدیده مادی یا معنوی موجودیتش را با آن تعریف می کند برای مثال کارکرد یک میز آن است که چیزی بر روی آن بگذارند و یا کارکرد یک لباس آن است که با آن بدن را بپوشانند و ... این کارکردها زمانی پیچیده می شوند که دامنه شان از قلمرو مادی فراتر می رود و پدیده های غیر مادی را نیز شامل می شود . آیین ها و مراسم هر کدام کارکردهایی را بر دوش خود دارند و صرفا شعائر اجتماعی محض نمی باشند . برای مثال آیین های کهنی چون جشن سده و یا مهرگان علاوه بر شکل جشنی خود ، کارکرد همبستگی اجتماعی نیز دارند .

دوم : کارکردها در یک تقسیم بندی مهم به کارکردهای آشکار و پنهان تقسیم می شوند . برای مثال کارکرد آشکار یک چاقو بریدن چیزهای سختی است که با دست امکان برش ندارند اما زمانی که آدمی در معرض تهدید قرار می گیرد وسیله دفاعی بشمار می رود و چه بسا که حتی با آن متعرضی را به قتل برساند که این وجه از کارکرد چاقو در واقع کارکرد پنهان آن است . با این تعریف همه پدیده های مادی و معنوی دارای کارکردهای پنهان و آشکار هستند .

سوم : نکته مهم قضیه از اینجا شروع می شود که زمانیکه کارکرد پنهان یک پدیده بر کارکرد آشکار آن غالب می شود انحطاط صورت می گیرد . برای مثال یک لباس علاوه بر آن که کارکرد آشکار تن پوشی را بر عهده دارد کارکرد های پنهان : زیبایی ، تشخص ، تفاخر ، تظاهر و ... را نیز بهمراه دارد . زمانیکه هر کدام از کارکردهای پنهان لباس بر کارکرد آشکار آن پیشی بگیرد انحراف و انحطاط صورت گرفته است .

چهارم : مثالهای زیادی را در حوزه های مختلف می توان برای این بحث آورد . پیشی گرفتن کارکردهای پنهان دستگاه موبایل ( عکاسی و تصویر برداری و ... ) بر کارکرد آشکار آن ( ارتباط تلفنی سیار )، پیشی گرفتن کارکرد های پنهان رسانه ها ( القائات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ) بر کارکرد آشکار آن ( جریان آزاد اطلاعات )، پیشی گرفتن کارکرد پنهان قوانین اجتماعی ( ایجاد نهاد های عریض و طویل مدنی ) بر کارکرد آشکار قوانین ( ایجاد نظم و هماهنگی اجتماعی ) ، پیشی گرفتن کارکرد پنهان سینما ( وجه تجاری و سیاسی و فیزیکی سینما ) بر کارکرد آشکار آن ( وجه هنری و زیبایی شناسی آن ) ، پیشی گرفتن کارکردهای پنهان نهاد حکومت ( انتخابات و احزاب و ائتلاف ها و بدست گرفتن قدرت ) بر کارکرد آشکار آن ( مدیریت کشور ) و .... از جمله مواردی است که در یک نگاه اجمالی می توان برای این بحث آورد . در هریک از این موارد ، انحرافی آشکار از کارکرد اصلی پدیده مورد نظر صورت گرفته است که بنظر می رسد در کشور ما میزان این انحراف از سایر کشورها در برخی از حوزه ها بیشتر است . بویژه در سطوح اجتماعی و فرهنگی و سیاسی . اگر از همین لحظه به همه رفتارهای عادی و روزمره خود دقیق شویم میزان این انحرافات را با شدت هر چه تمام احساس خواهیم کرد . برای مثال موبایل و یا خودکار و یا کامپیوتری که از آن استفاده می کنیم را در نظر بگیرید تا خرید ماشین و خانه ای که در آن سکونت داریم و محل سکونت و لباسی که پوشیده ایم و .... همگی از انحرافات صریحی حکایت دارند که نادیده شان می انگاریم .

پنجم : براستی آیا ما آدمهای منحرفی هستیم ؟   

/ 35 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام: به خدا اون موقع از حالامون هويت دار تر بوديم. فيلم هاي جشنواره ي امسال رو ببين حسين، به حرف من مي رسي.

هامون

سلام. سالهای دوری رو یادم آوردید. 70 یا 71. پیر شدیم آره؟ ضمنا یاد یه دیالوگی از فیلم هامون افتادم:: می خواستم یه گهی بشم اما هیچ پخی نشدم........... با افتخار لینکتون می کنم.

سیدرضا علوی

سلام عینالی که نمیتواند مخفی شود هر کجا باشی پیدایت میکنیم راستی اجازه دارم عینالی را هم لینک کنم البته من هر که را لینک کنم ضربه میشود [شوخی]

آرتاوریژ

اوهوم.... ما منحرفیم... روزنامه ها جای نقد مداحی می کنند و اخبارشان را به جای خبرنگاران از روابط عمومی ها میگیرند...

شهرزاد(بانوی کویر)

سلام به روزم با مقاله ی " کهن گرایی(آرکاییسم)در آثارمحموددولت آبادی" و منتظرحضورونظرارزشمندت. شاد باشی و سرافراز

فصل هیوا

با سلام. ممنونم از نظرتون.با حرف آخر منتظرتون هستم.

[گل]سلام استاد با اینکه حدود یکماه میشه که نت نیومدم ولی همش میخواستم وقتی اومدم زود به وبلاگتون سر بزنم تا مطالبتونو بخونم. جالبه بدونید پدرم هم که زیاد اهل کامپیوتر و اینترنت نیست گهگداری جویای تغییرات وبلاگتون میشند و اینکه چطور مطالب رو از یک اتفاق کوچک به یک موضوع اجتماعی یا روانشناسی ربط میدید خیلی توجهشونو جلب کرده. بیصبرانه منتظر پستهای بعدیتون هستیم.[گل]

سولماز

[گل]سلام استاد با اینکه حدود یکماه میشه که نت نیومدم ولی همش میخواستم وقتی اومدم زود به وبلاگتون سر بزنم تا مطالبتونو بخونم. جالبه بدونید پدرم هم که زیاد اهل کامپیوتر و اینترنت نیست گهگداری جویای تغییرات وبلاگتون میشند و اینکه چطور مطالب رو از یک اتفاق کوچک به یک موضوع اجتماعی یا روانشناسی ربط میدید خیلی توجهشونو جلب کرده. بیصبرانه منتظر پستهای بعدیتون هستیم[گل]

رامین رادمنش

سلام آقای پورستار هنوز این پست رانخوانده ام . فعلا شاید بد نباشد سری به وبلاگ پاتوق ادبی بزنید و نقدهای جالب و ضد و نقیضی را که روی داستان شما نوشته شده بخوانید. هم فال است و هم تماشا! شهر فرنگی شده که نگو! یک عده پرستیده اند و گروه دیگر کوبیده اند!

هستی فرهادی

انجمن فرهيختگان ايران نخستين سايت تخصصي و تالار گفت و گوي علوم انساني، هنر و اديان www.iran-far.com