یادداشتی بر فیلم "خط ویژه" ساخته مصطفی کیایی:

 

"خط ویژه" یک فیلم "ویژه" است؛ نه بخاطر فیلمنامه یکدست و منسجم‌اش و نه بخاطر کارگردانی هوشمندانه و متناسب باتم‌اش و نه حتی بخاطر تصاویر خیره کننده سکانس‌های ابتدایی و انتهایی‌اش، - که البته وجود هر یک از اینها می‌تواند امتیازی برای یک فیلم باشد- بلکه بخاطر جسارت ورود فیلمساز به ژانری کمتر تجربه شده‌ای مانند "نوآر". همین جسارت ورود، باعث می‌شود که "خط ویژه" را "ویژه" ببینیم. چرا که داستان در قامت ژانری ارائه می‌شود که دست کم در سینمای کشورمان کمتر آزموده می‌شود. بخشی از این کم کاری مربوط به ویژگی‌های محتوایی این ژانر می‌شود و بخش دیگر مربوط تردیدهای ناشی از ورود به قلمروهای آزموده نشده. اما "خط ویژه" گام به این وادی می‌گذارد، آن هم نه در شکل یک فیلم تمکین کننده به محدودیت‌های یک ژانر، بلکه در هیبت یک اثر که با داشتن مولفه‌های یک ژانر، خود گونه‌ای دیگر از آن ژانر را ارائه می‌دهد. شاید آوردن چند خصیصه از ژانر "نوآر"ی که مورد بحث مان خواهد بود، در همین ابتدا ضروری بنظر برسد.

فیلم "نوآر" یا "سیاه" (Noir) را با نورپردازی‌های تند و سایه روشن‌های پر کنتراست (شاهین مالت/ جان هیوستن) می‌شناسیم. با خیابانهای خیس و قهرمان‌های تنها و نه لزوما خوب، که با سیستمی فاسد درگیر شده‌اند (محله چینی ها/ رومن پولانسکی). غالب فضاها شهری است و گاه داخلی که بخشی از داستان در شب می‌گذرد؛ با پایان‌هایی تلخ و قهرمان‌هایی ناموق و یا گرفتار (جنگل آسفالت/ جان هیوستن) و زنانی که نه مادر و خواهر معمولی، بلکه بخشی از تبهکاران و یا اغواکنندگانی هستند که داستان بوسیله آنها عزیمت می‌یابد(غرامت مضاعف/ بیلی وایلدر). این ویژگی‌ها، البته بوضوح در نوآرهای کلاسیک، قابل شناسایی‌اند؛ اما در نوآرهای نو یا "نئونوآر" بخشی از این ویژگی‌ها دیده نشده و یا موارد دیگری بدان افزوده شده اند. هر چند که خود نوآر فرزند خلف سینمای اکسپرسیونیسم آلمان است، که در نهایت بخشی از ویژگی‌های آن سینما را به ارث برده. با این توضیات رجوع دوباره به فیلم "خط ویژه"، دوری و یا نزدیکی این فیلم را به این ژانر آشکار می‌سازد. هر چند که بایستی فیلم را در قالب "نئونوآر" دید.

به لحاظ تماتیک، داستان بظاهر چندان سیاه نمی‌نماید و حتی با شوخی‌های کلامی و یا نگاه و لبخند‌های پایانی فریدون و همسرش بر روی پل، فیلمی مفرح و شاد تداعی می‌شود که در بدبینانه‌ترین حالت، از آن با عنوان کمدی تلخ یاد می‌شود؛ اما این ظاهر قضیه است و فیلم در مجموع، قصه تلخ جوانانی است که با داشتن استعداد (فریدون)، ذکاوت (کاوه) و پشتکار (منوچهر و شاهین) دچار مشکلات بسیار جدی در زندگی هستند و بخاطر این مشکلات، مسیری را برای موفقیت می‌آزمایند که در نهایت بدفرجام است و در انتها، جدایی، زندان، و ناکامی در انتظارشان نشسته است. این تم در پایان فیلم، حس خوشایندی در مخاطب ایجاد نکرده و تلخی خاصی را زیر این ظاهر شلوغ و بامزه بیرون می‌ریزد. خصوصا این که "عدالت شاعرانه" در خصوص رانت خوار اعمال نشده و در پایان فیلم، با آرامش در خیابان براهش ادامه می‌دهد. بر این اساس، تم حاکم بر فیلم، نزدیکی خاصی با آثار نوآر دارد و علیرغم نداشتن برخی مولفه‌ها مانند خیابان‌های خیس شبانه، سیاهی لازمه این ژانر را در خود مستتر دارد.

به لحاظ موقعیت داستانی نیز عناصر آشنای ژانر نوآر در فیلم خط ویژه قابل شناسایی است. قهرمانهای تبهکاری که با یک سیستم فاسد درگیرند و در آخر نیز ناکام می‌مانند. اگر سیستم فاسد در فیلم محله چینی‌ها شهرداری و اداره آب است، در اینجا سیستم بانکی و رانت هایی است که به برخی از افراد داده می شود. اگر شخصیت‌های تبهکار فیلم جنگل آسفالت بدنبال دزدی از بانک هستند، در اینجا نیز شبیه همان شخصیت‌ها _اما نه با پیشینه تبهکاری_ بدنبال دزدی به شکل مدرن از حساب بانکی کسی هستند. اگر یک پای طراح نقشه شیطانی غرامت مضاعف یک زن است، اینجا نیز یکی از افراد طراح نقشه سرقت یک زن است که بدون حضور او اساسا این سرقت نمی‌تواند شکل بگیرد و اگر در انتهای همه داستانهای نوآر قهرمانان تبهکار اما دوست داشتنی ناکام هستند و گرفتار، در فیلم "خط ویژه" نیز قهرمانهای دوست داشتنی ما نیز چنین سرنوشتی پیدا می‌کنند. قهرمان‌هایی زخمی، تنها، و معترض به پایگاه و طبقه اجتماعی خود.

به لحاظ بصری نیز، فضاهای خیابانی و نیز وقوع بخشی از داستان در شب و خیابانهای شبانه، بر نزدیکی فیلم  به ژانر نوآر تاکید می‌کنند. ولگردی‌های شبانه قهرمانان فیلم، محملی است تا تنهایی و بی کسی این افراد به نمایش دربیاید. اگرچه در این نمایش شبانه، نورپردازی‌ها چندان پرکنتراست نبوده و تضاد نوری ملایمی بر تصاویر حاکم است که قدری از آن نورپردازی های رسوب کرده از اکسپرسیونیسم در نوآر، فاصله دارد، اما با اینحال در ایجاد فضای دلتنگ و دلهره و آور و تعلیق زا و البته نا مطمئن بشدت موثر است.

به هر روی، "خط ویژه" یک "نوآر" و یا دست کم "نئونوآر" است که از خلال داستانش، دنیایی نامطمئن، پرتعلیق و کژراه را تصویر می‌کند، که در نهایت این دنیای سیاه و مجرمانه، راهی بجز ناکامی و شکست در پی ندارد. "خط ویژه" فیلمی ویژه است. نه بخاطر تمامی نقاط قوتی که در روایت فیلمنامه و میزانسن‌ها و بازی‌های روان بازیگران و کارگردانی هوشمندانه‌اش نهفته است، بلکه صرفا به این خاطر که کارگردان جسارت تجربه ژانری را داشته است که، هم به لحاظ محتوایی محدودیت‌هایی را دارد و هم به لحاظ کم کاری تاریخی در این ژانر در کشورمان، نمونه‌های سینمای "نوآر" بسیار اندکند و ساختن فیلم نوآر سخت است. چرا که ممکن است در نهایت مخاطبان عام و حتی فرهیخته، دچار کج فهمی شده و آنرا کمدی تلخ بنامند.

/ 2 نظر / 82 بازدید
فریبا

سلام حسین جان. امیدوارم خوب باشی

اوختاي

فراخوان شعر و مقاله در دفتر عشق، هست نام "آرش" خوشبختی خلق است مرام " آرش " خلقی اگر آگاه شود یا خندان آن وقت جهان شود به کام " آرش " ----------------------------------------------- در آستانه چهارمین سالگرد درگذشت " حمیدآرش آزاد" روزنامه نگار، مترجم، نویسنده و شاعر و طنزپرداز کشورمان تصمیم داریم تا با انتشار ویژه نامه ای تحت عنوان " بررسی آثار و نوشته های حمید آرش آزاد" یاد و نام آن عزیز از دست رفته را گرامی بداریم.لذا از همه دوستان،اساتید،شاعران ونویسندگان عزیز درخواست داریم ،تابا ارسال آثار ارزشمند منظوم ، منثور وطرح های خود ما را در این راه یاری فرمایند. مهلت ارسال آثار دوستان تا آخر تیرماه ۱۳۹3 می باشد. از الطاف بزرگوارانه ای که خواهید فرمود پیشاپیش سپاسگزاریم. برای ارسال آثار ارزشمندتان می توانید از طریق:تلفاکس :5243487-0411 ایمیل:arashazad_si@yahoo.com وآدرس : تبریز- خیابان فارابی شمالی-نرسیده به پل منصور-نبش کوچه بنفشه- پلاک 118- دفتر نشریه